برای این که بیش از این صفت خودشیفتگی بهم منتسب نشه! از پست قبلی می گذرم!
خب! بهمن ماه هم که داره میاد!!!! بعله!
راستی حتماْ متوجه شدید که کودک درون من یه خرده زیادی زنده است و کمی هم بیش فعالی داره!
اصلاْ بخش زیادی از وجود من رو اشغال کرده چون احتمالاْ مثل خودم تپلیه!
خب این تو دنیای امروزی یعنی مخم می شنگه!!!!
راستش اصلاْ ناراحت نمی شم وسط یه بحث خیلی جدی با همکارهام، یه دفعه بپرم هوا و بگم: وااااااای برف! یا واااااااااااااای بارون!
یا یه دفعه وسط چمنها یه گل ببینم و تقریباْ از خوشی پرواز کنم.
یا پنجره رو باز کنم و هزار تا نفس عمیق بکشم!
یا زیر بارون بدون چتر راه برم و کمی هم آواز بخونم!
یا هروقت یه تکه شکلات بخورم از شدت انرژی در حال انفجار بشم!!
یا با شروع زمستون بخوام فریاد بزنم از خوشی!
یا هر روز صبح به خورشیدی که طلوع می کنه سلام کنم و بهش قول بدم که اون روز دختر خوبی می شم و عوضش ازش قول بگیرم که اون هم اون روز خورشید خوبی باشه و روز خوبی برام آرزو کنه!
یا هر وقت ماه رو ببینم قربون صدقه اش برم!
یا صبح موقع از خونه بیرون رفتن و شب موقع برگشتن با مامان و بابام و هر وقت دوستهامو می بینم، هزار بار بای بای کنم و بالا و پایین بپرم!
یا تقریباْ به همه ی آدمها تو محل کارم لبخند بزنم ( چون معتقدم زیباترین و ارزانترین هدیه است و واقعاْ حیفه که از کسی دریغش کنی)
یا اینکه هیچ وقت هیچ وقت با کسی قهر نكنم و اگه یه دلخوری کوچولو باشه، زودی آشتی كنم.
یا کینه هیچ کسی رو به دل نگيرم.
يا وقتي مامانم از مسافرت مياد بهم ميگه: براي تو سوغاتي خريدن آسونه، چون هر چي برات بخرم خوشحال مي شي و هيچ وقت قبل رفتن هي نمي گي اينو برام بخر، اونو برام بخر!
یا وقتی از آدمی خوشم اومد و حتی عاشقش شدم ( که قبلاْ هم تعریف کرده بودم!) خیلی راحت بهش بگم! و فکر نمی کنم که ضایع می شم یا سعی نمی کنم خودمو بگیرم براش.
یا وقتی دوستهام مشکلی دارن، وقتی سر جلسه امتحانن، وقتی خسته ان، وقتی ناامیدن، بشينم و براشون دعا بخونم و موج مثبت بفرستم.
راستش اصلاْ ناراحت نمی شم وقتی دوستم بهم می گه: تو ساده ترین آدمی هستی که تو عمرم دیدم!
راستش زیاد ناراحت نمی شم اگه زیاد جدیم نمی گیرن و کمی هم بهم می خندن!
چون وجدان آسوده ای دارم!
من یک کودکم
