من بهمندختاهه، تو اين تعطيلات مغز را باگل كرداهه با فيلمهاي هنداهه!
آقا! من يه دوست دارم كه در راستاي مبادلات فرهنگي ( تبادل فيلم و كتاب!!) شديداً اصرار داره كه من رو هندي كنه! اصلاً ايشان حس هنددوستيشون خيلي قويه و فكر كنم نمايندهي كشور هند در سرزمين ما هستند براي شستشوي مغزي جوانان و فرو كردن فرهنگ هندي 
به جز فيلمهاي هندي تكه پارهاي كه از تي وي ديده بودم، تا چند ماه يش هيچ فيلم هندي نديده بودم. اصلاً هم رغبتي نداشتم، چون خواهرم خيليييييي فيلم هندي دوست داره و در راستاي اينكه هر چي اون دوست داره من دوست ندارم ( حالا هر دو بهمني هستيما!) بنابراين از شنيدن اسم فيلم هندي مورمورم ميشد!
تا چند وقت پيش كه خدا قسمت كرد، گاهی خوشی - گاهی غم رو ديدم ( البته هنوز هم كامل نديدمش، خيليي طولانيه، خيلي هم ناله و گريه داره توش. ولي يه ربع ديدم، يه ربع پريدم از روش، 2باره يه ربع ديدم و كلاْ فهميدم داستانش چيه ).
بعد چند وقت پيش به لطف همين دوست Om Shanti Om رو ديدم، كه يه جورايي انگار 2 تا فيلم بود، يعني از وسطش كلاً عوض ميشد ( بعدها فهميدم اين در مورد تمام فيلمهاي هندي صدق ميكنه! فکر کنم تو اتاق مونتاژ، همین طور حلقه های چند تا فیلم رو می ریزن زمین و الله بختکیَ چند تا چند تا سر هم مونتاژ می کنن و می شه یه فیلمَ واسه همین که کلاْ اول فیلم یه چیز دیگه میگه، آخر فیلم یه حرف دیگه!) بعضي جاهاي اين فيلمه خيلي خنده دار بود ، كلاْ خودش داشت سينماي باليوود و مناسبات حاكم بر اون رو هجو ميكرد.
خلاصه يه دفعه هفته پيش 4 تا فيلم گذاشته شد كف دست ما كه بريم ببينيم:
DON: آقا! سركاري مطلق! برگرفته از فيلمهاي Face Off- Kill Bill و چند تا فيلم اكشن ديگه ( كه چون اكشن نگاه نميكنم، نميدونم چه فيلمهايين)
Veer-Zaara: هنوز كه كامل نديدمش. ولي تا اينجا جالب نبوده. خيلي زيادي و بيش از حد هم توش رنگ وجود داشت كه مغز من نميكشيد!!!
اين فيلمهاي هندي هم كه از نفس ميندازن آدمو! تازه من هم كه به به خودم قول داده بودم كه يه سر پاي يه فيلم نشينم، وسط فيلم نهار پختم، خونه جارو كردم، روي كابينتها رو مرتب كردم ( البته پاز رو ميزدمها!)
Kuch Kuch Hot Hai : دروغ چرا! از اين فيلم خوشم اومد، از شما چه پنهون، يه جاهاييش، يه كم هم گريه كردم! كلاً من تو 95% فيلمهايي كه ميبينم بالاخره يه جاش رو به عر زدن ميفتم! البته اگه تنها فيلم رو ببينم.
خلاصه اينكه حالم بده از بس اين چندوقته تو اين فيلمها: شاهرخ خان، همزاد 2قلو، مساله تناسخ، عشق در نگاه اول، رنگ، رقص، آواز، خوانندهي بسيار بدصدا، سوز و گداز و جواهرات بدلي 5كيلويي ديدم!
ولي خب! زياد هم بدم نيومدا! يعني: كوچ كوچ هوتاهه*
* اتفاقی میفتد!
۱- لطفاً در مصرف بهينه سوخت، صرفهجويي كنيد!
۲- با سلام! شما با ................... ( يك سازمان دولتي بزرگ) تماس گرفتهايد، لطفاً شماره داخلي خود را وارد، در غير اينصورت اپراتور پاسخگوي شما خواهد بود!

واااااااااااای که چه هوای شفافی !باورم نمی شه اینجا تهرانه!
انقدر كه هوا صافه و همه چيز معلومه! امروز براي اولين بارو افق هاي جديدي از تهران رو كشف كردم!! باور كنيد تا حالا تو مسيرم به محل كار، اون رشته كوه جنوب غربي تهران رو نديده بودم كه با چشمان تيزبينم از فاصلهاي بس بعيد رصدشون كردم 
چه حالي داره، كيك تولد خوردن و كادو گرفتن و تبريك شنيدن. ( نتونستم با دوستهام جشن بگیرم، چون من فقط روز تولدم، حال و هوای تولد دارم و بعدش برام تولد گرفتن بی معنی می شه و روز تولدم هم مهمان بودیم :( )
چه لذتي داره احساس از نو متولد شدن و احساس جواني و قدرت.
جاي پرواز داره وقتي صبح موقع لباس پوشيدن، خيلي راحت و با چشم غيرمسلح (!) ببيني كه دور ك*م*ر و ش*ك*م به طور محسوسي كم شده و لباس رو تن آزاد شده.
واااااااااااااااااااااي خداجونم.
خوشحالم.
شكرت