|
یکشنبه غم آلود
|
|
|
Gloomy Sunday
این فیلم رو از یکی از دوستانم گرفتم که سلیقه فیلمیمون خیلی شبیه همه! خیلی ازش تعریف کرد و خیلی مشتاق دیدنش بودم.
همیشه به فیلمها ۱۰ دقیقه وقت می دم که خودشون رو ثابت کنن. اگه ۱۰ دقیقه اول من رو درگیر کردن ادامه میدم و بقیه اش رو میبینم.
همون 5دقیقه ی اول فیلم 2تا کد به من داد:دهه ی ۴۰، مجارستان. با خودم گفتم پس مطمئنا ْ ادامه ی داستان این طوریه که اینا ی ه و د ی هستند و به زودی هم آلمان می رسه به این کشور و ن س ل ک ش ی اتفاق می افته و اینا از هم جدا می افتند و ...
بنابراین فیلم رو برای مدت زیادی کنار گذاشتم.
بعد مدتها رفتم سراغش و این دفعه تا پایانش من رو دنبال خودش کشید.
خود فیلم خیلی خیلی چیز خاصی نبود. حتی بعضی قسمتهاش هم عجیب و غریب بود, داستان یک قطعه موسیقی بود که در اون سالها در مجارستان چندین نفر با شنیدنش خودکشی می کردند. با اینکه فیلم راجع به ناکامی در عشق و جدایی و فراق بود ولی اصلاً فیلم غمگینی نبود. حتی وقتی یکی از شخصیتها خودکشی کرد هم فیلم خیلی غمگین نبود. همه چیز تقریباً مثل یه فیلم معمولی بود به جز چند دقیقه ی آخر فیلم که پیچش بسیار غافلگیرکننده تو فیلم نامه داشت که تقریباً مبهوت می کرد آدم رو. از این پیچش فیلم نامه انقدر لذت برده بودم که فیلم تموم شد و اون ترانه انتهایی آغاز شد. انقدر سنگین بود این ترانه برای من که می خواستم گریه کنم. یعنی کل فیلم یه طرف, این ترانه یه طرف.
اینجا می تونید این آهنگ رو دانلود کنید.
خب راستش این مطلب یکی از هزار تا مطلبی که می خواستم بنویسم! نمیدونم چرا نمی تونم بنویسم.یه چیزهایی هست که داره خیلی اذیتم می کنه و می دونم فقط وقتی اینجا بنویسمشون از دستشون راحت می شم ولی نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد.
هیچ رقمه، اهل اس ام اس فوروارد کردن نیستم، مگر اس ام اسهایی که واقعاْ واقعاْ قشنگ باشن یا تبریک سال نو، اون هم حداکثر به ۲-۳ نفر از صمیمی ترین دوستهام. اصلاْ اصلاْ هم اهل جواب دادن به اس ام اسهای فورواردی نیستم!!
ولی دیشب هر چی اس ام اس تبریک ولنتاین ( همش هم مونثانه! حاوی بوس و قلب و عشق و ..... ) برام اومد، سریع در جوابش زدم:
۲۹بهمن روز "سپندارمذگان" روز عشق* و دوستی پارسی، گرامی و جاودان باد.
*کسی کلمه ای فارسی معادل "عشق" می شناسه؟
کاش انقدر جرات داشته باشیم که عشق رو خلاصه نکنیم تو خرس قرمز و روبان و ... .
کاش انقدر عشقمون تو خالی و بی معنا نباشه که خودمون رو پشت این مظاهر جعلی دوست داشتن پنهان نکنیم.
|
|
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
|
|
|
|
| |