|
۷/۷/۸۸ روز خوبیه برای نوشتن
روز خوبیه برای فراموش کردن
روز خوبیه برای شروع کردن
اگر من لاغر نشم تقصیر واروژ کریم مسیحی است! حالا خود خودش هم نباشه مسولیت مستقیمش با مسول تبلیغات این فیلمه و اصلا شخص شخیص طراح پوستر این فیلمه! (حالا هر چی هم میگردم لینکشو پیدا نمی کنم بذارم)
آخ این رنگ خوشگل بنفش و ترکیبش با سفید، وای وای!
کیه که این ترکیب رو ببینه و هوس خوردن میلکا نکنه؟ هان؟این ۱-۲هفته من یکریز هوس خوردن شکلات و کاکاکئو و بستنی شکلاتی و ... داشتم! یعنی من انقدر آدم هوسی هستم؟ ۱-۲ هفته است غذای من شده صبح شکلات و شب بستنی! البته فقط شکلات تلخ می خورم، مثلا خودمو توجیه می کنم که شکلات تلخ واسه قلب و مغز و درون و بیرونم فایده داره، چشمم رو هم به میزان کالری درج شده روی بسته بندیش می بندم (البته میلکای تلخ من تا حالا ندیدم، اصلا هست آیا؟) بعد هم همین طور پیاده می رم و می رم و می رم!این جوریه که وزنم ثابت مونده ولی خیلی زیاد صورتم جوش زده.
باید با خودم کنار بیام.
آخ که چقدر دلم یه جمع دوستانه می خواد برای اینکه بخندم و دوستامو ببینم و هیچ فکری نکنم. دلم میخواد فقط تو همین الان زندگی کنه. همین لحظه. خیل حالم گرفته است و بدتر اینکه هفته ی پیش یه قرار با دوستانم رو از دست دادم (به خاطر برنامه ی ناگهانی که خانواده ام چیدن)َ خیلی به اون قرار احتیاج داشتم.
غمگینم و یادم نمیاد تونستم باشم تو دوران غمگینیم با کسی حرف بزنم. اصلا هیچ وقت نمی تونم بشینم و با کسی درست درد دل کنم. این روزا فقط ساکتم. نمی دونم کی میرسه که زبونم باز شه! تخم کفتر لازم شدم!
تنها کاری که از دستم براومد اینه که اشتباه گذشته هامو تکرار نکنم و خودم رو از دیگران کنار نکشم. حالا سعی می کنم اتفاقا بیشتر تو جمع همکارام باشم، بیشتر با خانواده ام باشم تا به گذشته و آینده فکر نکنم. تازه بالاخره لای کتاب ریاضی رو هم باز کردم!!
به غم و غصه اجازه نمی دم من رو تو خودم فرو ببره.
|