|
خبر خوش
|
|
|
خدایا
خوشحالم
خوشحالم
میخوام داد بزنم
میخوام پرواز کنم
کم کم داشتم فکر می کردم ۸/۸/۸۸ که انقدر منتظرش هستم میاد و میره و هیچ اتفاق خاصی نمیفته ولی :
بهترین دوستم، همین الان بهم خبر داد که خدا رو شکر ۸/۸/۸۸ عقد می کنه. همه چیز ناگهانی جور شده. بیشتر از ۱ سال بود که مادر "ی" با این ازدواج مخالفت می کرد. حالا با شناختی که از پسر (داماد آینده اش!) پیدا کرده رضایت داده. اونها هم سریعا مقدمات رو آماده کردن البته برای یه عقد مختصر محضری.
دوست جونم برات خوشحالم. می دونم که تو این نزدیک به ۲سال خیلی سختی کشیدی برای رسیدن بهش. خوشحالم برات که عشقتون به ثمر می شینه. خوشحالم که به هم میرسید.
خوشحالم. خدایا شکرت.
ما ۳تا دوست صمیم بودیم. سه تفنگدار. یکی تو مرداد عقد کرد. حالا دومی که بهترین دوستم هم هست تو آبان.
خدایا کمک کن این ۲تا دوستم واقعا خوشبخت باشن.
یکی از دوستهای دنیای مجازیم هم ۸/۸ جشن عروسیش برگزار خواهد شد. به اون هم تبریک میگم. (البته شاید نخواد اسمشو اینجا ببرم)
|
|
|
|
| |