امروز نهمین سالگرد حادثهی ۱۸ تیر هست.
امروز یه بحث طولانی بی نتیجه با همکارم داشتم، سر این قضیه که برای انتخابات ریاست جموری سال آینده چه کار باید کرد.
من بدون هیچ خجالت و رودروایستی همه جا و همیشه می گم که من رای می دم، و راي خواهم داد. حتي اگه بدونم رايها عوض ميشه، در مورد اين رييس جمهور محبوبي كه داريم با تمام حرصي كه ميخورم پيش وجدان خودم سربلندم كه من موقعش كه بود به اون كسي كه فكر ميكردم درسته راي دادم، ميدونم كه تو بدبختي فعلي كشورم من سهمي ندارم، ولي كساني كه راي ندادن، يا به اين موجود راي دادن، الان پيش خودشون چه فكري ميكنن؟
كمتر از 1 سال تا انتخابات رياست جمهوري سال ديگه وقت داريم، من مدتهاست كه تصميمم رو گرفتم كه در انتخابات سال آينده بتونم تاثير گذار باشم، بتونم چند تا راي صحيح جمع كنم ( براي كسي كه به نظرم براي كشورمون مفيده)
فقط دعا ميكنم كه براي سال آينده يه كانديداي درست و حسابي وجود داشته باشه، كسي كه ارزش تلاش كردنهاي ما رو داشته باشه.
تو رو خدا انقدر نگيد، "اوضاع اين مملكت همين جوريه و عوض نمي شه و كار از بيخ خرابه"، يادمون نره، تمام سازمانها و ارگانها و مردم كه ميگيم، از خود ماها تشكيل شده، تك تك ماها مسئوليم. انقدر از اوضاع مملكت ايراد ميگيريم ولي آيا خودمون به شخصه، كار خودمون رو درست انجام ميديم.
خيلي عصباني هستم و همش دارم پراكنده گويي ميكنم. ولي مي دونم كه براي انتخابات سال آينده دست رو دست نميذارم تا 2 باره با شعور ما بازي بشه، حداقل سعي ميكنم پيش وجدان خودم رو سفيد باشم.
خواهش ميكنم اگه كسي براي سال آينده نظري داره، بگه، به من كمك كنيد. من نميخواهم بشينم و ببينم كشورم با اين سرعت به سمت تباهي بره.
كمتر از 1 سال وقت داريم.